در جادههای کابل و دیگر شهرهای بزرگ افغانستان، هزاران پسر جوان را میتوان دید که در کنار جادهها اجناس کوچک میفروشند، مشغول کارهای شاقهاند و هیچ امیدی به آیندهای بهتر ندارند. این کودکان، که برخی از آنان شاگردان مکتب بوده و مجبور به ترک تحصیل شدهاند، در شرایطی زندگی میکنند که نهتنها از تحصیل بازماندهاند بلکه با خطرات جدی سوءاستفاده جسمی و روحی مواجه هستند.
شرایط این کودکان از زمان تسلط طالبان بهطور چشمگیری وخیمتر شده است. طالبان با تمرکز بیشتر بر مدارس افراطی و بیتوجهی کامل به آموزش و پرورش عصری، فرصتهای یادگیری و رشد را از این کودکان گرفتهاند. بسیاری از مکاتب تعطیل شدهاند، و کودکان، بهجای آموختن علوم مفید، بهسوی آموزشهای افراطگرایانه کشانده میشوند که نهتنها آنان را از رشد فکری بازمیدارد، بلکه آینده جامعه را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
برخی از این پسران، به دلیل نبود فرصتهای شغلی و آموزشی، مجبور به مهاجرت به کشورهای همسایه میشوند. با این حال، این مهاجرت نهتنها رهایی برای آنان نمیآورد، بلکه آنان را وارد چرخهای از کارهای شاقه، سوءاستفاده و محرومیت بیشتر میکند.
این شرایط، در طولانیمدت، تأثیرات مخربی بر روان و هویت ملی افغانستان دارد. نسلی که با بیسوادی، خشونت، و فقر رشد کند، نهتنها خودش آیندهای ندارد، بلکه ظرفیتهای ملی را نیز از بین میبرد.
برای جلوگیری از این نسلهای از دست رفته، اقداماتی فوری و اساسی ضروری است:
— بازسازی و تقویت نظام آموزشی. تأمین مکاتب رایگان و عصری که برای همه کودکان قابل دسترس باشد.
— مبارزه با افراطگرایی. جایگزینی آموزشهای افراطی با تعلیمات انسانی و سازنده.
— حمایت از کودکان مهاجر. ارائه فرصتهای آموزشی و کاری برای کسانی که مجبور به ترک کشور شدهاند.
— ایجاد برنامههای حمایتی. تمرکز بر خانوادهها برای کاهش فشار اقتصادی و جلوگیری از بهرهکشی کودکان.
افغانستان نمیتواند در برابر از دست دادن این نسلها بیتفاوت باشد. هر کودک خیابانی و محروم، نمادی از فرصت از دست رفته برای آینده این کشور است. وقت آن است که به جای بیتوجهی، امید را به زندگی این کودکان بازگردانیم.
اطاق مطالعات ستراتیژیک-هویت نیوز



