کورنظر او تبصرهمرحوم استاد خلیل‌الله خلیلی؛ شاعر ملت یا راوی قدرت

مرحوم استاد خلیل‌الله خلیلی؛ شاعر ملت یا راوی قدرت

مرحوم استاد خلیل‌الله خلیلی؛ شاعر ملت یا راوی قدرت؟
بازخوانی انتقادی کارنامهٔ فکری، سیاسی و ادبی خلیل‌الله خلیلی (1907–1987)

فشرده

خلیل‌الله خلیلی (تولد ۱۹۰۷ کابل – وفات ۱۹۸۷ اسلام‌آباد)، یکی از پرآوازه‌ترین شاعران دری‌گوی معاصر افغانستان است. اما شخصیت او تنها در شعر خلاصه نمی‌شود. استاد خلیلی در میدان‌های سیاست، دیپلوماسی و فرهنگ رسمی دولت نیز حضور فعال داشت. این مقاله با نگاهی تحلیلی و انتقادی، تضادهای فکری و سیاسی خلیلی را بررسی می‌کند. در محور توجه ما، این پرسش اساسی قرار دارد که آیا استاد خلیلی واقعاً به‌عنوان «وجدان ملت» عمل کرد یا در لحظات حساس، قلم خود را در خدمت قدرت و ایدیولوژی‌های مخرب قرار داد؟

مقدمه

مرحوم استاد خلیل‌الله خلیلی از چهره‌های بانفوذ شعر دری در قرن بیستم است. اما فراتر از جایگاه ادبی، او در عرصه‌های سیاسی، دیپلوماسی و ایدیولوژیک نیز ایفای نقش کرده است. در میان همهٔ بخش‌های زندگی‌اش، شاید هیچ نکته‌ای به اندازهٔ ستایش او از حبیب‌الله کلکانی (مشهور به بچه شقاو)، حکومت‌گر کوتاه‌مدت اما تاثیرگذار در تاریخ افغانستان، باعث جنجال و پرسش‌برانگیزی نشده است.

ستایش خلیلی از این چهره، نه‌تنها بر ذهنیت تاریخی او سایه انداخت، بلکه نوع نگاهش به دولت، هویت ملی و فرهنگ سیاسی افغانستان را نیز برملا ساخت. از همه مهم‌تر، استفادهٔ عامدانهٔ او از اصطلاح «خراسان» در عنوان کتابش عیار خراسان، به‌جای «افغانستان»، نوعی ایدیولوژی‌سازی هویتی است که بذر تفرقه کاشت و امروزه می‌توان ثمرهٔ تلخ آن را در سردرگمی هویتی برخی نسل‌های نو افغانستان مشاهده کرد.

۱. تأثیر پیشینهٔ خانوادگی بر دشمنی با نوسازی

پدر خلیلی، میرزا محمدحسین‌خان مستوفی‌الممالک، از رجال حکومت امیر حبیب‌الله خان بود که در دورهٔ امان‌الله خان به جرم دسیسه سیاسی اعدام شد. این واقعه، بر تمام دستگاه فکری خلیلی تأثیر گذاشت و نوعی کینهٔ تاریخی نسبت به جریان نوسازی، آموزش، و اصلاحات را در او تقویت کرد.

به همین دلیل، در روایت تاریخی خلیلی، چهره‌ای چون حبیب‌الله کلکانی نه به‌عنوان رهزن و مخالف دولت مرکزی، بلکه به‌عنوان قهرمان بازنمایی می‌شود. خلیلی با ستایش او، عملاً در صف مخالفان آموزش، نظم و دولت مدرن ایستاد؛ زیرا نخستین فرمان کلکانی پس از رسیدن به قدرت، بستن مکتب‌ها بود.

۲. شاعر در دربار: از مدیحه تا شکاف‌افکنی

در دوران سلطنت ظاهرشاه، خلیلی به‌عنوان شاعر دربار و سپس سفیر افغانستان در عراق تعیین شد. هرچند در ظاهر، جایگاه او تثبیت‌شده بود، اما اشعارش که گاه بوی تعصب قومی می‌داد، موجب بی‌اعتمادی در ساختار حاکم گردید.

هدف دستگاه سلطنت، تأمین وحدت ملی و تقویت آموزش بود، در حالی که نگاه خلیلی در بسیاری موارد با این پروژه ناسازگار بود. او به‌جای پشتیبانی از گفتمان هم‌زیستی اقوام و زبان‌ها، گاهی به بازنمایی افتراقات تاریخی و ذهنیت‌های قبیله‌ای پرداخت.

۳. همراهی با ضیاءالحق؛ زوال استقلال فکری

در سال‌های اشغال افغانستان توسط شوروی، خلیلی به یکی از چهره‌های فرهنگی نزدیک به حکومت نظامی پاکستان بدل شد. همکاری او با جنرال ضیاءالحق – شخصیتی که مستقیماً در ایجاد جنگ‌های نیابتی، تضعیف دولت افغانستان و تقویت گروه‌های افراطی نقش داشت – لکه‌ای سیاه در کارنامهٔ سیاسی او به‌جا گذاشت.

شگفتی در اینجاست که خلیلی، با وجود ادعای پاسداری از استقلال و هویت ملی، در کنار قدرتی ایستاد که با سیاست‌های خود، بنیادهای همان هویت را هدف گرفته بود. این نوع از عمل‌کرد، نشانه‌ای از فقدان استقلال فکری و پراگندگی دیدگاهی در وجود خلیلی است.

۴. عیار خراسان: شعر در خدمت اسطوره‌سازی قومی

یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین آثار استاد خلیلی، کتاب عیار خراسان است. در این اثر، او نه تنها حبیب‌الله کلکانی را اسطوره‌سازی می‌کند، بلکه آگاهانه از اصطلاح «خراسان» به‌جای «افغانستان» استفاده می‌کند؛ کاری که پیامدهای آن تا امروز در گفتمان هویتی افغانستان دیده می‌شود.

این انتخاب زبانی و فکری، صرفاً یک تعبیر تاریخی نیست، بلکه انتخابی ایدیولوژیک است که با مفاهیم دولت‌سازی مدرن و هویت ملی افغانستان در تضاد قرار دارد. پیامد چنین بینشی، رشد نوعی بی‌هویتی در میان برخی لایه‌های جامعه است که امروز در قالب نفی نام کشور، انکار پرچم ملی و فاصله‌گیری از هم‌گرایی ملی جلوه‌گر شده است.

نتیجه‌گیری

مرحوم استاد خلیل‌الله خلیلی، با تمام استعداد و قدرت بیان در حوزهٔ شعر دری، نتوانست در میدان سیاست و هویت، راه روشن و مسئولانه‌ای در پیش گیرد. او در بزنگاه‌های تاریخی، بیش از آن‌که وجدان بیدار ملت باشد، با قدرت‌هایی هم‌سو شد که آیندهٔ افغانستان را به نابودی کشاندند.

تاریخ، شاعرانی چون خلیلی را نه با میزان مدیحه‌سرایی، بلکه با نقش آنان در شکل‌دادن به هویت ملی، استقلال فکری، و ایستادگی در برابر قدرت‌های تباه‌گر خواهد سنجید. از این منظر، بازخوانی انتقادی آثار و زندگی خلیلی، بخشی ضروری از پالایش فکری جامعهٔ امروز ماست.

محمد خالد وردگ
Website |  + posts

محمد خالد وردک په کالیفورنیا کې اوسیږي او د اوفا شبکې د مفکرینو مرکز مشر دی. هغه په کالیفورنیا ایالتي پوهنتون کې د محاسبې، مالي چارو او اقتصاد په برخو کې زده کړې کړي او په ګڼ شمېر شخصي او غیر انتفاعي سازمانونو کې مسلکي دندې ترسره کړي دي. ښاغلی وردک د تاریخ، فلسفې او ادبیاتو مطالعه کوي او د افغانستان په پرمختګ کې د خپلې پوهې او تجربې په کارولو ژمن دی.

 

محمد خالد وردگ
محمد خالد وردگhttps://hoyat.news/
محمد خالد وردک په کالیفورنیا کې اوسیږي او د اوفا شبکې د مفکرینو مرکز مشر دی. هغه په کالیفورنیا ایالتي پوهنتون کې د محاسبې، مالي چارو او اقتصاد په برخو کې زده کړې کړي او په ګڼ شمېر شخصي او غیر انتفاعي سازمانونو کې مسلکي دندې ترسره کړي دي. ښاغلی وردک د تاریخ، فلسفې او ادبیاتو مطالعه کوي او د افغانستان په پرمختګ کې د خپلې پوهې او تجربې په کارولو ژمن دی.  
اړوندې لیکنې

ځواب ورکړئ

تبصره مو ولیکئ!
نوم مو دلته ولیکئ

- Advertisment -
Google search engine

ډېرې لوستل شوې لیکنې

وروستۍ تبصرې